گزارش برنامه یک روزه کویر دق سرخ

به نام خداوندگار دوران

در همسفري با علي اوقانيان، علي بهرامي، محمد معيني

بالاخره بعد از بالا و پايين كردن هاي زياد برنامه جمعه 5 اسفند 1390 من، برنامه شناسايي كوير دق سرخ شد. صبح زود ساعت 6 است، كه از اصفهان به سمت اردستان حركت مي كنيم. از اردستان به زواره و سپس به سمت روستاي جهان آباد مي رويم. روستاي جهان آباد روستاي بسيار كوچكي است و بسياري از ساكنانش آنجا را ترك نموده اند. از درون روستا به سمت شمال شرقي حركت مي كنيم و راه را درون جاده اي خاكي ادامه مي دهيم. مسير گاهي دوراهي مي شد كه ما راه پهن تر را انتخاب مي كرديم. با پرايد سفيدمان از ميان ماسه ها و طاق زارها عبور مي كنيم. هواي بهاري باعث مي شود شيشه ها را پايين دهيم و از طراوت صبحگاهي لذت ببريم. جاي مناسبي را براي صبحانه انتخاب و صبحانه ي مفصلمان كه مخلوطي از همه چيز است را نوش جان مي كنيم. بعد از استراحتي يك ساعته دوباره سوار ماشين مي شويم نمكزار دق سرخ از از بين طاق ها خود نمايي مي كند. در مكاني مناسب ماشين را مي گذاريم و به سمت دق حركت مي كنيم. جنس زمين از ماسه است و پوشش گياهي باعث ايجاد جنگلي طاق زاري شده. دانه هاي نمكي بر روي ماسه ها نشان از نزديك شدن به دق است ناگهان پوشش گياهي و ماسه ها تمام مي شود و زميني لم يزرع در برابر ما خود نمايي مي كند.

 در روبرو و در سمت شمال كوه هايي ديده مي شود كه به گمانم كوهايي جنوبي ريگ جن هستند و در سفرنامه سون هدين از آنها نام برده شده كه مسيري كاروانرو از ميان آنها به سمت انارك مي رود و امروزه كاملا متروكه است. از مرز ريگي رد مي شويم و پا بر روي خاكي نرم كه حاوي مقدار كمي نمك است مي گذاريم. پا تا زير قوزك در آن فرو مي رود حدود يك كيلومتري را در اين زمين راه مي رويم. حال روي زمين را قشري از نمك پوشانده و زير اين نمك گلي لغزنده وجود دارد كه راه رفتن در آن احتياطي خاص را مي طلبد. كم كم قشر نمكي كم شده و جاي خود را به گلي بسيار ليز مي دهد رنگ زمين قهوه اي تيره است.

 پس از دقايقي راهپيمايي زمين دوباره رنگ عوض مي كند. جنس زمين مخلوطي از خاك و نمك است كه نمك به صورت هاله هاي زيبا در بين خاك پراكنده شده رنگ خاك قهوه اي تيره است كه با مخلوط شدن با نمك سايه روشنهاي زيبايي در آن بوجود آمده. اما در ميان اين زيبايي ها لكه هاي بزرگ قهوه اي رنگ روشني ديده مي شود كه به ظاهر عاري از نمك است و هيچ حفره اي در آن وجود ندارد. از تركيب اين خاكها صحنه هاي بسيار زيبايي بوجود آمده است. غالبا اين لكه هاي قهوه اي از زمينهاي اطراف خود چند سانتي بلندتر هستند. مزه خاك آن بسيار شور است و زبان را مي سوزاند. بر روي يكي از همين لكه ها مارمولكي (نام علمي آگما) زيبا مي بينيم به دنبالش مي دويم تا شايد بتوانيم چند عكسي را در كنارش بگيريم بالاخره خسته مي شود و حالتي تهاجمي پيدا مي كند ما هم فرصت را غنيمت مي شماريم و چند عكسي را با او مي گيريم.

 با عبور از ميان اين لكه ها به زميني مي رسيم كه بلورهاي نمك در ميان كلوخهاي محكم و در زير نور خورشيد همچون الماس مي درخشند. جنس زمين كه باز هم خاك و نمك است اما به شكلي متفاوت بسيار سخت است دقايقي را بر روي آن عبور مي كنيم. ساعت حدود 11 است تصميم به بازگشت گرفته و با سرعت مسير آمده را بر مي گرديم. چيزي در حدود 5 كيلومتر وارد كوير دق سرخ شده بوديم كه همه را در عرض يك ساعت بر مي گرديم.

سوار ماشين شده و جاده خاكي را ادامه مي دهيم تا به ساختماني متروك مي رسيم بوي پهن شتر حكايت از استفاده اين محل به عنوان محل نگهداري شتر دارد. در اينجا چاه هايي مخروبه است كه آثار ذغال در آن به خوبي مشهود است و نشان مي دهد كه در اين محل سابقا ذغال درست مي كرده اند. به سمت روستاي جهان آباد بر مي گرديم و ناهار را در همانجا صرف مي كنيم. حال دوباره به زواره مي رويم و از زواره به سمت نايين. در طول اين مسير درسمت راست ما منطقه شكار ممنوع كهياز و در سمت چپمان كوير دق سرخ خودنمايي مي كند. پس از عبور از روستاي شهرآب به ايستگاه قطار سنگي مي رسيم به ايستگاه مي رويم و در آنجا آبي بر سر و صورتمان مي زنيم و اطلاعاتي هم براي برنامه آينده مان به دست مي آوريم. دوباره به سمت شهرآب بر مي گرديم در كنار شهرآب راهي خاكي وجود دارد كه به سمت روستاي شاه آباد و مزرعه پرورش شتر مرغ مي رود. وارد آن شده و تا نزديكي مزرعه پيش مي رويم. در ميانه راه يك ايستگاه قطار متروكه وجود دارد. هوا كم كم تاريك شده تصميم به بازگشت مي گيريم و به جاده اصلي باز مي گرديم. از آنجا به زواره و سپس به اردستان و نهايتا اصفهان مي رويم و يك روز ديگر را به پايان مي رسانيم.

نويسنده:

ابراهيم معيني

كشاورزي كه سياح شد

گفتگو با نادر قلي نادري

كشاورزي كه سياح شد

مقاله زير حاصل مصاحبه روزنامه نسل فردا با استاد نادري است.

در گوشه و كنار شهرمان كم نبوده و كم نيستند هنرمنداني كه در گمنامي روزگار مي گذرانند و بعضا جز معدود افرادي، ديگران از وجود و احوالات ايشان بي خبرند.

شايد اين گروه خود به اين طريقت رضا باشند. مرحوم مهدوي از قول معصوم عليه السلام چه خوش گفت كه: بهترين مردم در دوره آخرالزمان كسي است كه گمنام باشد (او كسي را نشناسد و ديگران نيز او را نشناسند).

در پاره اي از مواقع اين گمنام زيستن مطلوب يه نظر نمي رسد، چرا كه اطلاعات شفاهي و مكتوب آنان بايد مورد استفاده قرار گيرد؛ همچنين آشنايي نسل جوان با چنين بزرگاني اين نويد را در پي خواهد داشت كه آنان هم راهشان را در پيش گيرند و به تعبيري مكمل گذشتگان باشند. تا دير نشده بايد ياد و نامي از بزرگانمان كنيم، مراسم و بزرگداشتي سزاوار مقام شامخ آنان برگزار نموده و به پاس موهايي كه در اين راه سپيد كرده اند از آنان تشكر كنيم. مهم تر از تجليل، به چاپ رساندن آثارشان در زمان حيات است. چه بسا هنرمنداني كه بعد از كشيدن رخ به تيره تراب، آثارشان پراكنده شد و جمع آوري مجدد آن دشوار به نظر مي رسد. دشوار به اين جهت كه نگارنده به فرض يك اثر هنري يا بافتي تاريخي را در زمان حيات خود ديده و مكتوب كرده كه ممكن است در روزگار ما چنين بافتي ديگر وجود نداشته باشد. استاد ارجمند نادر قلي نادري را بايد از فرزندان و پرورش يافتگان نسلي از اين خطه دانست كه به مانند او با اين علاقه و پشتكار، ايران زمين كمتر به خود ديده است. وي با جمع آوري و نگهداري آرشيوهايي بي نظير، ساليان درازي است به وطن خود و اشاعه فرهنگ آن خدمت كرده و حق فرزندي را به جا آورده است.

همچنين با سير و سفر به اكثر نقاط دنيا كوله باري از اندوخته و دانش را براي خود جمع آوري كرده كه بي شك دليل آن چيزي جر عشق نمي تواند باشد. وي از شاگردان علامه جلال الدين همايي و باستاني پاريزي در خط شناسي است، آنگونه كه با احترام نامشان را بر زبان جاري مي كند، و از ايشان خاطره ها در سينه دارد. سطوري كه از ديده مي گذرانيد ماحصل گفتگوي صميمانه با استاد نادري مي باشد.

استاد در ابتدا خود را معرفي كنيد؟

بنده نادر قلي نادري راراني در سال 1317 شمسي در روستاي راران در هفت كيلومتري شمال شرقي اصفهان، در يك خانواده كشاورز به دنيا آمدم متاسفانه نه كتابي بود و نه با سوادي وجود داشت.

استاد لطفا از تحصيلات و شغل خود براي خوانندگان بگوييد؟

مرحوم پدرم، بنده را از روستاي راران به خوراسگان آورد، خانه اي خريد و نزد پيرزني به نام خانم قيصري مشغول به درس شدم. هفته اي يكبار به قصد ديدار پدر و مادر رهسپار روستا مي شدم. دوران متوسطه را در اصفهان گذرانده و دوران عالي را در رشته مخابرات به پايان رساندم، ولي از آنجا كه علاقه به تاريخ و ادبيات داشتم به اين راه كشيده شدم و در چهار رشته (قرآن، ادبيات، تاريخ و هنر) يكصد و چند جلد كتاب به رشته تحرير در آوردم؛ بخصوص تاكنون در زمينه ريشه يابي خط و ارائه نمونه هاي آن از پنچ هزار سال پيش تا كنون تحقيقاتي به عمل آورده و مجموعه اي تدوين نموده ام.

استاد چگونه شد كه به سراغ جمع آوري يا به تعبيري كلكسيون داري رفتيد؟

بنده از همان دوران ابتدايي، روي به اين كار آوردم؛ مثلا در حوزه ادبيات و تاريخ، جمله هاي اديبانه و اشعاري را جمع آوري كرده و تا كنون حدود بيش از 60 هزار بيت اشعار فارس زبانان ايران، هند، افغانستان و پاكستان را در نود و چند مورد شامل: عشق، زيبايي، محبت، مهر و علاقه يادداشت نموده و همه را از بركت و عنايت خداوند متعال مي دانم. اين موضوع را عرض مي كنم كه در راه علم، خود را كودك نوپايي مي دانم و تا رسيدن به مقام شاگردي اميدوارم عمرم كفاف دهد.

استاد تا كنون چند سفر به دور دنيا داشته ايد؟

426 سفر بوده و همه را به تفضل اللهي مي دانم كه شامل حالم شده است. اميدوارم در آينده هم اين سفرها ادامه داشته باشد.

استاد نادري شما موفقيت خود را بسته به چه عواملي مي دانيد؟

ابتدا عنايت خداوند تبارك و تعالي، ديگر رضا و خشنودي پدر و مادرم كه بارها قطرات اشك روي گونه هاي آنان جاري شده و براي من دعاي خير فرمودند سرانجام علاقه و پشتكار كه در توضيح اين مورد سوم بايد عرض كنم در بسياري از مواقع براي نوشتن مقاله و تحقيق يا خواندن كتابي شب هنگام  به مطالعه آن پرداخته ام، صداي اذان صبح متوجه ام كرده است.

شما به صورت حرفه اي از چه زماني شروع به جمع آوري كرديد؟

از سال 1350 تا كنون كه همچنان ادامه دارد.

سفرهايي كه به دور دنيا داشته ايد با چه هدف و پيش زمينه اي بوده است؟

ابتدا ديدن كتابخانه ها و آثار خطي، هچنين آگاهي از وضعيت اجتماعي آن كشور و سرانجام بازديد از آثار باستاي كه بهترين ارمغانم عكس گرفتن، فيلمبرداري و تهيه سفرنامه از آن كشورها براي هموطنانم بوده است.

در حال حاضر آيا عهده دار سمتي هستيد؟

خير بنده كشاورزم و به اين كار عشق مي ورزم (هست زيبايي در آزادي) و اگر دوباره متولد شدم دو كار را خيلي دوست مي دارم: يكي تعليم و تربيت كه با روح، افكار و انديشه فرزندان اين وطن درگير است و در شغل هاي آزاد هم كشاورزي؛ چرا كه در محيط آزاد بوده و موجب فراهم آمدن مواد مورد نياز جامعه است.

آيا تاكنون نمايشگاهي هم داير نموده ايد؟

تنها براي قرآن بوده است، در اولين نمايشگاه قرآن كريم در اصفهان شركت كرده و تا كنون همه ساله (ماه مبارك رمضان) در اصفهان و تهران، قرآن هايي كه نگهداري مي كنم ( خطي و چاپي) به نمايش گذاشته مي شود.

اين را هم اضافه كنم كه اكثر قرآن هاي دنيا را ( دوازده هزار مجلد) عكس برداري كرده ام و خود تنها در حدود يكصد اندي نگهداري مي كنم كه قديميترين آن به سال 550 ه.ق باز مي گردد. در مجموع از سال 1373 تا كنون به صورت متوالي در نمايشگاههاي قرآن شركت داشته ام؛ هم چنين خارج از كشور هم سال گذشته در مراكش به صورت انفرادي نمايشگاهي از آثا قرآني برگزار كردم كه مورد استقبال قرار گرفت. حتي وزير فرهنگ آنجا تقدير نامه اي اهدا نموده و تمامي سفراي كشورهاي ديگر را براي بازديد دعوت كردند كه تنوع آثار آنان را به حيرت واداشت.

استاد از آثار چاپ شده خود بفرماييد؟

همان گونه كه عرض كردم در حدود يكصد و چند اثر چاپ نشده دارم كه تنها 3 جلد از آن به چاپ رسيده (مناسك حج- تاريخ مكه و مدينه- تاريخ خوراسگان) و اخيرا هم از طرف سازمان يونسكو، كتاب تاريخ پنج هزار ساله خط قرار است به چاپ برسد، ولي چه نكو بود كه اين كتاب در ايران و اصفهان به چاپ مي رسيد.

استاد شما به عنوان يك هنرمند صحبتي با مسوولين شهر داريد؟

اميدوارم استعدادهاي نهفته كه در وجود بسياري از جوانان اين مملكت هست به وسيله اولياي امور شناسايي و شكوفا شود و اين امر محقق نمي گردد مگر در تشويق و ترغيب و بزرگداشت كساني كه خدماتي در راه فرهنگ، مليت و آزادي اين سرزمين داشته اند.

توصيه شما به جواناني كه مي خواهند كلكسيون دار شوند چيست و چه كنند كه زندگي خود را با آن درگير نكنند؟

در روح بشر توقف وجود ندارد چون بشر از وجود حق جدا شده است و به حق مي پيوندد و روح بشر هم هيچگاه سيري پذير نيست و چه بسيار زيباست كه اين تشنگي و عطش در راهي صرف گردد كه مايه تعالي فكر، روح، انديشه، پيشرفت و سلامتي جامعه باشد.

استاد قصد داريد با گنجينه ارزشمند خود چه كنيد؟

اگر مكاني مورد اطمينان و اعتماد در شهر خودمان باشد در آنجا قرار مي دهم؛ مشروط بر اينكه تا زنده هستم خود بتوانم نظارت داشته باشم و پس از مرگ در راهي باشد كه ديگران به ويژه همشهريان استفاده كنند.

در تهران و مشهد هم پيشنهادهايي پيرامون نگهداري آثارم شده است ولي دوست دارم در شهر خودمان نگهداري شود. بنده پيشنهاد ترتيب موزه را داده ام و باز هم مي گويم، حتي اگر خود توان داشتم بنايي متناسب ترتيب داده و اين آثار را به نمايش مي گذاشتم.

اگر توان مالي و بدني شما اجازه دهد باز هم به جهانگردي مي پردازيد، بيشتر به چه كشورهايي؟

بله تا توان دارم به اين كار ادامه مي دهم و دوست دارم كشورهاييي مانند انگلستان و اسپانيا و ... را ببينم.

آيا تا كنون براي اين مسافرتها از طرف سازماني حمايت شده ايد؟

تنها در سفر مراكش بود كه هزينه هتل از طرف سازمان فرهنگ و ارشاد الامي پرداخت شد.

استاد در پايان اين گفتمان براي حسن ختام شهر اصفهان را در يك جمله معرفي كنيد؟

اصفهان شهري زيبا و متنوع با آب و هوايي معتدل و خاكي با بركت كه اين همه بزرگان را تربيت كرده است.

منبع:

ضميمه خانه و خانواده  روزنامه نسل فردا - شماره 3347 - تاريخ 9 دي ماه 1388- صفحه 4

مطالب دیگر در مورد نادر قلی نادری:

رهاورد 400 سفر به دور دنیا

دیدار با نادر قلی نادری رارانی

مناطق تحت حفاظت استان اصفهان

استان اصفهان با مساحت حدود 105000 کیلومتر مربع تقريبا يكي از بزرگترين استانهاي كشور مي باشد. اين استان به علت وسعت زياد خود داراي آب و هوايي متنوع است و همين امر باعث فراواني در تنوع زيستي آن شده. اما با توجه به صنعتي شدن اين استان در دهه هاي گذشته و رشد شهر نشيني، بسياري از مناطق طبيعي آن دست خوش بهره برداري قرار گرفت به همين علت مناطقي در استان كه به لحاظ تنوع زيستي هنوز دچار تغييرات عمده نشده بودند به عنوان مناطق حفظت شده در نظر گفته شدند تا مسئولان محيط زيست با نظارت خود بتواند از گونه هاي جانوري و گياهي موجود در اين مناطق حفاظت بيشتري بكنند.

اما به چه مناطقي مناطق حفاظت شده مي گويند؟. مناطق حفاظت شده در يك تعريف ساده به مناطقي گفته مي شود كه به دست انسان آشفته نشده باشد. با توجه به اينكه استان اصفهان محل زندگي بسياري از گونه ها گياهي و جانوري است مجموعه حفاظت محيط زيست استان اصفهان تلاش كرده كه در برنامه چهارم توسعه مناطق تحت مديريت خود را از 2/3 به 10 درصد سطح استان برساند. اما اين مناطق چه مناطقي هستند؟

۱- پارک ملي و پناهگاه حيات وحش قميشلو:

پارك ملي و پناهگاه حيات وحش قميشلو عليرغم دارا بودن ارزش زيستگاهي به خاطر وجود حيات وحش گياهي و جانوري، از نظر تاريخي نيز به دليل وجود قلعه ها و بناهاي مربوط به عصر قاجار حائز اهميت فراوان است. سابقه حفاظت از آن به سال 1343 بر ميگردد و پيش از آن نيز از شكارگاه هاي معروف ظل السلطان فرزند ارشد ناصرالدين شاه بوده است. وسعت اين منطقه حدود 113 هزار هكتار است كه در فاصله 20 كيلومتري شمال غرب شهر اصفهان واقع گرديده است. منطقه مزبور داراي زيستگاه هاي دشتي، كوهستاني، تپه ماهوري و داراي اقليم معتدل با زمستان هاي سرد مي باشد. تا كنون در اين منطقه 334 گونه گياهي، 37 گونه پستاندار، 82 گونه پرنده و 32 گونه خزنده شناسايي شده است كه از مهمترين آنها مي توان به گرگ ، روباه، كفتار، كل و بز، قوچ و ميش، آهو، دليجه كوچك، عقاب طلايي و انواع پرندگان خشك زي مانند كبك، تيهو و .. اشاره نمود. منطقه قميشلو مهمترين زيستگاه قوچ و ميش اصفهان در كشور محسوب مي گردد.

۲- پارک ملي و پناهگاه حيات وحش كلاه قاضي:

زیستگاه حیات وحش کلاه قاضی با وسعت 50000 هکتار، در 20 كيلومتري جنوب شرقی اصفهان و در مجاورت شهر هاي بهارستان و محمد آباد جرقويه قرار گرفته است. سابقه حفاظت در اين منطقه به سال 1346 بر مي گردد اما طي آخرين مصوبه در سال 1374، سه هزار هكتار آن به  عنوان پناهگاه حيات وحش تعيين و حدود 47 هزار هكتار آن به پارك ملي ارتقاء يافت. به لحاظ تاریخی این منطقه از زمان شاه عباس اول صفوی مورد توجه بوده كه وجود چند قلعه نشانه اي از آن است اما در دوره قاجار حیات وحش در کوههای این منطقه به عنوان شکارگاههای اختصاصی حاکمان، این سلسله قلمداد گردید. منطقه كلاه قاضي دارای ارتفاعات صخره ای و صعب العبور می باشد. ارتفاع این منطقه بین 1650 تا 2530 متر (از سطح دریا) متفاوت است. به علاوه وجود چشمه های آب گوارا در هرچه غنی تر نمودن این منطقه، نقش بسزایی ایفا نموده. اقليم اين منطقه گرم و خشك مي باشد. در اين منطقه تا كنون 252 گونه گياهي مانند کاسنی، درمنه، علف شور، بنه و بادام کوهی، 17 گونه پستاندار، 45 گونه پرنده و 11 گونه خزنده شناسايي شده است. از حيات وحش اين منطقه مي توان به پلنگ، گرگ، كفتار، روباه، كل و بز، قوچ و ميش، آهو، انواع پرندگان شكاري، انواع پرستو، چكاوك، چكچك، كبك و تيهو اشاره نمود. گونه هاي شاخص منطقه كل و بز مي باشند.

۳- پناهگاه حيات وحش موته:

اين منطقه با وسعت 220000 هكتار در اطراف روستاي موته يكي از توابع شهر ميمه در شمال استان اصفهان و شمال غربي ميمه و جنوب غربي شهرستان دليجان قرار دارد. منطقه حفاظت شده موته ما بين دو استان اصفهان و استان مركزي قرار گرفته است و روستاي موته در مركز منطقه حفاظت شده قرار گرفته و لذا اين منطقه حفاظت شده را منطقه موته ناميده اند. اين منطقه در سال 1346 به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام گرديد و در سال 1369 به پناهگاه حيات وحش ارتقاء يافت. منطقه موته داراي كوهستانها و تپه ماهورهاي متعدد و دشتهايي وسيع و اقليم نيمه خشك سرد مي باشد. اين منطقه يكي از پر ارزش ترين مناطق حفاظت شده ايران به خصوص از نظر گياهان منحصر به فرد و زيستگاههاي مناسب براي زندگي آهوان و منطقه اي براي تكثير آنان مي باشد. منطقه حفاظت شده موته داراي دو قسمت مختلف است يكي جلگه اي و هموار كه محل زيست آهو است، ديگري مناطق كوهستاني كه محل زيست قوچ و ميش و كل و بز مي باشد. علاوه بر حيات وحش و پوشش گياهي و گلهاي زيبا، منطقه موته داراي غارهاي زيبايي به شرح زير نيز مي باشد:

غار دمه : واقع در ضلع شرقي كوه دمه، اين غار داراي ستونهاي زيباي استالاكتيت و استلاگميت است و غار آهكي بوده و داراي انشعابات مختلفي است و محل اختفاي خفاشان بسياري است.

غار يكه چاه: در كوه غار در جنوب يكه چاه واقع شده و در داخل اين غار نيز ستونهاي آهكي استالاكميت و استلاكتيت زيادي وجود دارد در داخل غار يك چشمه آب نيز وجود دارد.

غار كوه سوخته صالح پيغمبر در دره ني در كوه صالح پيغمبر واقع شده است.

 در منطقه حفاظت شده موته به خاطر وسعت زياد و خاكهاي گوناگون و بارندگي فراوان و ارتفاع زياد و آب و هواي متغير داراي گياهان فراواني بوده به طوريكه حدود 478 گونه گياه در اين منطقه يافت شده است و نزديك به 270 گونه از اين مجموعه از گونه هاي گياهان دارويي مفيد ميباشند. از جمله آنها آويشن، كرفس كوهي، كاكوتي، كما، جاشير، زرشك، گل اورانه، خاكشير تلخ، تمشك، انجير، ريواس و غيره. همچنين اين منطقه داراي 25 گونه پستاندار، 88 گونه پرنده و 25 گونه خزنده است. اين منطقه بهترين و اصلي ترين زيستگاه براي آهوي ايراني شناخته مي شود.

نكته اي كه بايد توجه داشت اين است كه اين مناطق همگي زير نظر سازمان حفاظت از محيط زيست مي باشند و براي ورود به هر كدام از اين مناطق بايد از سازمان محيط زيست استان در ميدان لاله مجوز دريافت كنيد.

البته استان اصفهان داراي مناطق حفاظت شده ميگري نيز مي باشد كه در آينده به برسي آنها خواهيم پرداخت

آرامگاه كاوه‌ي آهنگر بر بلندي‌هاي «مشهد آهنگران»

شهرزاد مفرد: جشن مهرگان يادآور داستان‌هاي گوناگوني است. يكي از اين روايت‌ها كه درهم‌تنيده با جشن مهرگان است و يكي از شوندهاي(:دلايل) ارزشمندي اين جشن نزد ايرانيان را بازگو مي‌كند، داستان خيزش كاوه‌ي آهنگر بر ضحاك ماردوش و ستم‌هايي است كه ضحاك بر مردم، روا مي‌دارد. برپايه‌ي روايت‌ها، كاوه‌، در اين روز به ياري مردم و فريدون‌شاه، بر ضحاك برتري يافت و او را در كوه دماوند به بند كشيد. مهرگان يادآور به بند كشيده ‌شدن ستم است و كاوه قهرمان اين داستان.
به گراميداشت ياد كاوه، آهنگري كه با پتك آهنينش بر ستم، كوبيد و ستم را به دماوند چهارميخ كرد، سري زده‌ايم به جايي كه مردمانش بر اين باورند كه آرامگاه كاوه‌ي آهنگر است.
روستایی در نزدیکی «فریدن» در اصفهان هست که  آن‌را «مشهد آهنگران» یا «مشهد کاوه»، مي‌خوانند. در اين روستا جايگاهي است كه مردم به ديده‌ي احترام به آن مي‌نگرند و بر اين باورند كه آرامگاه كاوه‌ي آهنگر است.
در دفتر گیتا‌شناسی ارتش ایران در‌باره‌ي این آرامگاه چنين گزارش شده است: گروهی از مردمان بومی فریدن که در روستا‌های مشهد کاوه‌ي  جمالو  اورگان و برد‌شاه زندگی می‌کنند خود را از فرزندان ‌کاوه‌ي آهنگر می‌دانند.

اين آرامگاه در جنوب داران فریدن، برپاست. اگر از تهران راهي ديدار از اين آرامگاه هستيد، در بزرگراه اصفهان به داران، بايد به سوی شهر چادگان برويد و پس از گذر از چشم‌انداز زیبای دریاچه‌ي چادگان که در کنار دهکده‌ي تفریحی و گردشگری زاینده‌رود است به شهر چادگان وارد شويد. روستای «مشهد کاوه»  پس از گذر از چند خیابان بر شما رخ مي‌نمايد و آنگاه به تپه‌اي باستانی خواهيد رسيد كه آرامگاه كاوه‌ي آهنگر بر بالاي  آن آرميده است.

ساختمان اين آرامگاه، اكنون ساختماني نوساز و ٢٠ ساله‌است كه البته بنا به روايت و گزارش مردم روستا، پيش از اين، سازه‌اي كهنسال در اين جايگاه برپا بوده‌است.

شوربختانه ساختمان نوساز درست بر روي سازه‌ي كهنسال اين آرامگاه بنا شده است و اكنون به جز چند چيز، نمي‌توان در آن آرامگاه، چيزي از ديرينگي يافت.


ضریحی بر بالای آرامگاه کاوه است. بیرون از ضریح و در پای در، درست در وردي آرامگاه، در میانه‌ي موزاییک‌هاي تازه‌كارگذاشته‌شده، نشانه‌ای به چشم مي‌خورد كه به گفته‌ي نگهبان آرامگاه، جايگاه سنگ قدیمی آرامگاه کاوه در اين مكان بوده است، گويا پس از بازسازي، سنگ‌قبرهاي ديرينه‌ي اين آرامگاه را برداشته‌اند و آرامگاه را از نو ساخته و البته ضريح را نيز كمي آنسوتر برپا داشته‌اند.

سنگ كهنسال و ديرين اين آرامگاه اكنون در تاقچه‌ي دیوار کناری ضریح است و بسياري ساده از كنارش مي‌گذرند، غافل از همه‌ي جابه‌جايي‌ها.

 درون آرامگاه نوساز كاوه‌ي آهنگر سه سنگ به چشم مي‌خورد كه گويا يكي از آن كاوه‌ي آهنگر و ديگري از آن پسر کاوه است. چنان‌چه  این دیدگاه درست باشد این سنگ آرامگاه از آن قارن (کارن)پسر کاوه است.
در شاهنامه‌ي فردوسی از کارن کاوگان،  نام آمده است. البته سنگي نيز در سوی راست سنگ اصلي است كه آن‌را از آن دختر  کاوه برمي‌شمارند.

شگفت آن‌ که بدانید مردم این روستا از پیرو جوان کاوه‌ي آهنگر را به خوبی می‌شناسند و داستان‌های شنیدنی درباره‌ي کاوه بازمي‌گويند. دلبستگی اين مردم  به کاوه تا به آنجایی است که آذربایجانی‌هایی که از زمان صفویه در این روستا زندگی می‌کنند نیز دلبستگی بسياري به کاوه‌ي آهنگر دارند و او را آذری می‌دانند.
 شگفتی دیگر، بازی‌های کودکان، نوجوانان وجوانان این روستا است که نشان از دلاوری سپاهی‌گری و بی باکی آنها دارد.  

سفر یک روزه

درود و سلام به تمام دوستان

روز جمعه 12 آذر 1389 به همراه دو نفر از دوستانم( احسان امین جواهری و مهرداد شفایی) و بردارم اسماعیل سفری یک روزه داشتیم در این سفر ما از منار زیار گاو چاه ورزنه و کاروانسرای قلعه خرگوشی بازدید کریدم که جای تمام شما خالی بود. به زودی اطلاعات این محل ها را روی وبلاگ قرار خواهم داد.
 
منار زیار
 
 
 
 
 
 
گاو چاه ورزنه
این گاو از نژاد سیستانی می باشد که دارای کوهان است
 
 
دول بزرگی که بوسیله آن آب را از چاه خارج می کنند
 
 
 
چون کشی بوسیله الاغ
 
 
آب انبار صالحی
 
 
کاروانسرای قلعه خرگوشی در ۳۰ کیلومتری تالاب گاوخونی واقع در استان یزد
 
 
 
 
 
 
 
 
دو برادر
 

اصفهان

اصفهان را نیمه خوانند از جهان
صد جهان من دیده ام در اصفهان
سرزمینی نیک فر و با شکوه
مردمانش برتر از شیـر ژیان
تا کنار زنده رودش پا نهی
زنده خواهی کرد هم روح و روان
تخت پولادش زمینی بس نکوست
بابی از ابواب ، در خُلد جَنان
ای دل ار خواهی روی اندر بهشت
تو بیا یک دم نشین در اصفهان
( محسن سمرقندی )

منبع


کوه قلعه بزی (حسن آباد قلعه بزی)

این کوه در جنوب غربی شهر اصفهان و در مجاورت شهرستان دیزیچه قرار دارد. از کنار این کوه رودخانه زاینده رود عبور می کند که باعث سرسبزی و خرمی روستاهای اطراف آن شده است همچنین خط راه آهنی که به ذوب آهن می رود هم از کنار آن عبور می کند. مسیرهای صعود به قله این کوه بسیار سخت می باشد و افراد معمولی قادر به صعود از آن نیستند.

متاسفانه در کتاب کوه های اصفهان نوشته آقایان فوقانی و مومنی چیزی در مورد این کوه نوشته نشده که امیدوارم در ویرایش های بعدی این مساله مورد لحاظ قرار گیرد.

در این کوه دو اثر تاریخی وحود دارد یکی غار قلعه بزی (یا به گفته خود اهالی غار حسن آباد قلعه بزی) که مربوط به عهد پارینه سنگی میانی است دهانه آن حدود 16 تا 18 متر است و جزء غارهای طبیعی محسوب می شود که انسان آن را به عنوان محل سکونت خود انتخاب کرده است. حفار غار آقای فریدون بیگلری است و کار باستان شناسی آن بین یک هیئت ایرانی و آلمانی مشترک است. در حفاری های غار ابزارهای پارینه سنگی و نوع غذاهای مصرف شده توسط آنها پیدا شده است.

دومین اثر قلعه موجود بر فراز این کوه است که مربوط به عهد سلجوقیان می باشد. امروزه بقایایی از آن بیشتر باقی نمانده است. البته عهده ای هم آن را منسوب به دوره ساسانیان می­دانند که بعدها در زمان سلجوقیان تعمیراتی در آن صورت گرفته است.

اما در وجه تسمیه شهرستان دیزیچه که در نزدیکی این کوه واقع شده است در کتاب «فرهنگ جامع نامها و آبادی های کهن اصفهان نوشته محمد مهریار» این گونه نوشته شده که دیزیچه از دو بخش کلی «دیزی» و «چه» تشکیل شده است. بخش اول که خود واژه ای منفرد محسوب می شود به دو جزء «دی» و «زی» تقسیم می شود. «دی» از همان واژه «ده» آمده است. باید دانست که صورت قدیمی تر «ده» در متون فارسی قرن 4 تا 6 اکثرا به صورت «دیه» آمده است. اما «زی» از ریشه و ماده زیستن است و ما مکرر در طی این فرهنگ به این نام و صورت های دیگر آن « ژی- جی- چی» که در نام دیه ها آمده بر می خوریم. بنابراین دیزی یعنی «ده­زی» و به عبارت دیگر زیستگاه انسان در دیه. اما جزء سوم «چه» که همانند «ک» علامت تصغیر است و دیزیچه به معنای دیزی کوچک است.

در زیر تصاویر مربوط به تیم باستان شناسی غار قلعه بزی آمده است.

 

 

 

 

 

 

درباره  ژئوتوریسم

ژئوتوریسم (Geotourism) یکی از رشته های کردشگری وابسته به طبیعت است است که به معرفی پدیده های زمین شناسی به گردشگران با حفظ هویت مکانی آنها می پردازد. ژئوتوریسم از علوم مختلف زمین شناسی کمک می گیرد و علاقمندان به طبیعت و پدیده های زمین شناسی را برای بازدید از جاذبه های زیبای زمین دعوت می کند.
ژئوتوریسم یا گردشگری زمین شناسی امروزه مخاطبان وسیعی پیدا کرده است . مخاطبان ژئوتوريسم نه تنها متخصصان و کارشناسان زمين شناسى، بلکه گردشگران عادى و علاقمندان طبيعت هستند. در جريان فعاليت‌هاى ژئوتوريسمى، بازديدکنندگان ضمن بازديد از پديده‌هاى زيبا و ويژه زمين شناسى، با مبانى پيدايش آنها آشنا شده اهميت وجودى آنها را در‌مى‌يابند. يکى از ويژگى‌هاى پديده‌هاى زمين شناسى که موجب برترى نسبى آنها بر پديده‌هاى اکوتوريسمى مى‌شود، اسرارآميز بودن و پيچيده بودن مباحث زمين شناسى براى افراد عادى است. واژه زمين شناسى براى اغلب مردم يادآور پديده‌هاى باشکوه، بزرگ و اسرارآميزى چون آتشفشان، زلزله، شهاب سنگ، دايناسور، فسيل، دوره‌هاى زمانى ميليونى و ... است. لمس اين مفاهيم يا مفاهيم وابسته به آنها که در جريان برنامه‌هاى گردشگرى زمين شناسى امکانپذير است، جذابيتى شگرف براى بازديدکنندگان ايجاد مى‌نمايد.

يکى از مباحث مهمى که در ژئوتوريسم اهميت زيادى دارد، موضوع آموزش و اطلاع رسانى است. هدف از اين مبحث آشنا ساختن همگان به خصوص کودکان و نوجوانان با ميراث زمين شناسى و پديده‌هاى مختلف علوم زمين به منظور جلب همکارى عمومى در حفظ اين آثار و استفاده بهينه و صحيح از اين منابع است.

ژئوتوريسم علاوه بر مزايايى که از نظر درآمدزايى مستقيم و غيرمستقيم به واسطه جذب گردشگر دارد، در ايجاد اشتغال بين دانش‌ آموختگان علوم زمين و همچنين ساکنان مناطق داراى سايت‌هاى زمين شناسى بسيار موثر است. ايجاد مشاغل جديد تحت عنوان راهنمايان زمين شناسى (Geoguides ) و نگهبانان زمين شناسى ( Geoguards ) از اين جمله‌اند.

Geoguide زمين شناسى است که با گذراندن دوره‌هاى آموزش اصول راهنمايان جهانگردى و همچنين آشنا بودن با پديده‌هاى زمين شناسى ايران در خدمت گروه‌هاى گردشگرى قرار مى‌گيرد. وظيفه اين راهنما ارائه توضيحات علمى و توصيف پديده‌هاى زمين شناسى براى گردشگران و پيشبرد اهداف آموزشى تعريف شده است. اين راهنما مى‌تواند بصورت دائم در منطقه حضور داشته باشد و به گروه‌هاى مراجعه کننده خدمات بدهد. در اين صورت بايد در ژئوپارک مورد نظر دفتري براي استقرار وى در نظر گرفته شود. همچنين راهنما مى‌تواند بر اساس برنامه گرو‌ه‌هاى گردشگرى، در مناطق مختلف آنها را همراهى نمايد.

Geoguard زمين شناسى است که در محل ژئوپارک مستقر بوده و ضمن آگاهى کافى از ويژگى‌هاى پديده مورد نظر، وظيفه حراست از محدوده ژئوپارک را انجام مى‌دهد. Geoguard مى‌داند که چه عواملى بر پديده مذکور آثار منفى مى‌گذارد و در جهت جلوگيرى از اين آسيب‌ها تلاش کرده و اين آثار منفى را در ابتداى بازديد براى بازديدکنندگان نيز تشريح مى‌نمايد. Geoguard در تمامى مراحل بازديد گروه را همراهى نموده و از آسيب‌هاى احتمالى وارده به پديده‌ها توسط بازديدکنندگان جلوگيرى مى‌کند.

منبع

رخ نمايي حيات وحش بندرترکمن و آشوراده

خبرگزاری میراث آریا- با نظر به انعکاس مثبت عقد تفاهم نامه‌هاي مشترک دفاتر خدمات مسافرتي استان با دفاتر کشور، نخستين تور پرنده شناسي در استان گلستان برگزار شد.
به گزارش ميراث آريا(chtn)، معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان گلستان با بيان اين مطلب گفت: با توجه به اجراي موفق تور دوروزه استانگردي دفاتر خدمات مسافرتي درايام سومين جشنواره فرهنگ اقوام ايران زمين و آشنايي مديران دفاتر خدمات مسافرتي کشور و به عنوان نخستين بازتاب اجراي اين تور، 30 نفر جهت بازديد از طبيعت و حيات وحش مناطق بندرترکمن و آشوراده در قالب تور ويژه پرنده شناسي به گلستان آمدند.

ادامه

روستای مارکده

روستای مارکده

مارکده نام روستایی است در بخش سامان ، شهرستان شهرکرد، استان چهارمحال و بختياري.
مارکده در يکي از پيچ و خم هاي دره و رودخانه زاينده رود و در ته دره و در کنار رودخانه و سمت شمال رود خانه واقع شده است.
فاصله روستاي مارکده تا مرکز بخش، شهر  سامان 35 کیلومتر، تا شهرِ شهرکرد، مرکز شهرستان و استان  60 کيلومتر و در شمال غربي اين شهر واقع است. مارکده در 60  و 90 کيلومتري غرب شهرهاي نجف آباد و اصفهان قرار دارد. فاصله اين روستا تا سد زاينده رود ( سد شاه عباس کبير ) 12 کيلومتر و در سمت شرق و پايين دست سد است. روستاهای همسایه غربی گرمدره و قراقوش هستند  و ر.وستاهای همسایه شرقی صادق آباد و یاسه چای می باشند
مارکده  1500 نفر جمعيت دارد و بین 5 روستای پیرامون خود پر جمعیت تر می باشد. مارکده روبروی روستای قوچان واقع شده به گونه ای که عرض رودخانه فاصله بین دو روستا محسوب می گردد و مجموعا نزدیک به 2200 نفر جمعیت دارند. شغل اصلي مردم باغداري است. عمده محصولات؛ بادام ، هلو ، گردو ، آلوچه ، زردآلو و ... است که عمدتا در شهرهاي نجف آباد و اصفهان عرضه مي گردد.
روستای مارکده از طریق جاده آسفالت به شهر های بن، شهرکرد، سامان، تیران، نجف آباد، اصفهان، شهرک سد زاینده رود مرتبط است. مردم مارکده براي انجام کارهاي اداري به سامان و شهرکرد و کارهاي تجاري به نجف آباد و اصفهان رفت و آمد مي نمايند. مارکده داراي برق، آب آشاميدني، تلفن ( همراه و ثابت ) جاده آسفالته، گاز شهري  است. روستا داراي دبستان، مدرسه راهنمايي دخترانه و پسرانه و نيز دبيرستان دخترانه  است.
منطقه ما به دليل کوهستانی، سرسبزي و نزديکي به رودخانه وداشتن باغ های سر سبز، منطقه اي توريستي است بدین دلیل روز هاي تعطيل بسيار شلوغ است. مردمان روستاهای منطقه همه ترک زبان و از ترک هاي ايل قشقايي  هستند که صد ها سال پيش که جهت ييلاق به اين محل مي آمده اند، ماندگار شده اند. ولي روستاي مارکده در ميان اين روستا ها متفاوت است چون بیشتر از نيمي از مردمانش فارس زبان و نيمي ديگر ترک زبان اند و ترک هاي اين روستا هم از ايل شاهسون بغدادي طايفه سولدوز و شعبه آروخلو هستند که حدود 300 سال قبل از نزديکي هاي قم و ساوه به صورت عشاير و براي ييلاق به اين محل آمده و بناي روستاي مارکده را گذاشته و ماندگار شده اند.
تا حدود 40-45 سال قبل يعني پيش از ورود سپاهيان دانش به روستاها و گسترش راديو، فرهنگ حاکم بر روستا ، زبان و فرهنگ ترکي بوده است. ولي با ظاهر شدن این دو پدیده در جامعه، و به دنبال آن افزايش وسائل حمل و نقل و رفت و آمد بيشتر مردم به شهر ، کم کم فرهنگ و زبان فارسي بر زبان ترکي چيره گشت و امروزه زبان ترکي کم کم از ميدان به در مي رود.

منبع:

http://www.markadeh.com/content/view/38/16/

منطقه حفاظت شده خارتوران (پارک ملی توران)

منطقه خارتوران در منتهي اليه شرق استان سمنان ود ر250 كيلومتر ي جنوب شرق شهرستان شاهرود در مجاورت استان خراسان واقع شده است. روستاي رضا آباد با جمعيتي بالغ بر 63 خانوار و 320 نفر ( سال 1377) در اين منطقه ودر مجاورت تپه هاي ماسه اي قرار دارد و توسط دو جاده خاكي به طول 35و50 كيلومتر به احمداباد در جنوب ومزينان در شمال ارتباط دارد .
 پوشش گياهي اين منطقه و تپه هاي ماسه اي حاشيه ان بعلت چراي بي رويه و بوته كني شديد بشدت تخريب شده بطوريكه حدود 850 هكتار از تپه هاي ماسه اي اطراف روستا كاملاً بدون پوشش گياهي گرديده است و به صورت تپه هاي ماسه اي فعال روستا را تهديد مي نمايد ، اين مسائل و مشكلات ديگر نياز به انجام عمليات تثبيت شن را درمنطقه ضرور ي مي نمايد.

پارک ملی توران



منطقه خارتوران شاهرود با يك ميليون و ‪ ۴۰۰هزار هكتار وسعت بزرگترين ذخيره‌گاه زيست كره كشور است و گونه‌هاي نادر جانوري و گياهي را در خود جاي داده است.
منطقه خارتوران در منتهي اليه شرق استان سمنان ودر250 كيلومتري جنوب شرق شهرستان شاهرود در مجاورت استان خراسان واقع شده است. که به روستای اسب کشان آخرین روستای استان منتهی میگردد.

پارک ملی توران


خارتوران را آفريقاي ايران لقب داده‌اند. ذخيره‌گاه زيست كره توران با مساحت 1،470،640 هكتار بزرگترين ذخيره گاه زيست كره ايران است كه بعد از سرنگتي آفريقا واقع در كشور تانزانيا دومين منطقه بيوسفر جهان به شمار مي آيد كه در فاصله 140 كيلومتري جنوب شرقي شهر شاهرود و 28 كيلومتري جنوب شرقي مركز بخش بيارجمند و درشمال مركزي كوير ايران واقع است. اين منطقه در حد فاصل 3 سلسله كوه به نام هاي شتركوه در غرب با ارتفاع 2281 متر، و كوه قلعه بالا در شمال غربي با ارتفاع 2265 متر و كوه پيغمبر با ارتفاع 2411 متر قرار گرفته است. منطقه خارتوران با كوير شنزار و پستي و بلنديهاي جذاب شن هاي روان كوير مركزي هم مرز است و در شرق، اين منطقه به روستاي طرود و سهل و كوه كفتري و از آنجا به شرق بيارجمند محدود مي شود. منطقه خارتوران به دليل وجود ويژگيهاي منحصر به فرد، پوشش گياهي خاص، عوارض جغرافيايي پست و بلند اقاليم و غيره باعث به وجود آمدن يك اكوسيستم متنوع و مملو از گياهان، جانوران و حشرات شده است. در حال حاضر مي توان اين منطقه را به عنوان يكي از ذخيره گاههاي ژني كشور دانست. پستانداران ذخيره گاه زيستكره خارتوران شامل گرگ، شغال، روباه معمولي، كفتار، يوزپلنگ، كاراكال، پلنگ، گربه وحشي يا دشتي، جبير، آهو، پازن، (زير گونه ايراني) قوچ وحشي و گورخر (زيرگونه ايراني) است. هوبره، زاغ بور، بحري، دليجه، كبك، تيهو، بلدرچين، عقاب دشتي، چاخ لق، كبوتر چاهي، ياكريم، شاه بوف، سبزه قبا هندي، دم جنبانك ابلق، سنگ چشم دم سرخ و گنجشك معمولي از جمله پرندگان اين منطقه هستند. انواعي گوناگوني از رده خزندگان در اين منطقه به چشم مي‌خوردكه شامل راسته لاك‌پشت‌ها و نيز خانواده آگاماها، سمندرها و اسكينك ها است. از ديگر خانواده خزندگان مي توان به بزمجه ها اشاره كرد. همچنين از راسته مارها در ايران هفت خانواده و كلا 72 گونه مار شامل 63 گونه خشك‌زي و 9 گونه دريايي در آبهاي جنوب وجود دارد. با تمام اين اوصافي كه ذكر شد منطقه خارتوران را بايد دشت فراموش‌شده در ايران دانست.

پارک ملی توران

منبع:

http://www.irandeserts.com/khartooran.htm