گزارش نویسی (قسمت چهارم - فصل دوم)
۲-۱ ارکان گزارش
ارکان اصلی گزارش در سه مطلب زیر خلاصه میشود:
1- موضوع گزارش چیست؟
موضوع گزارش مهمترین پایه در تهیه گزارش است و عدم آگاهی درست از آن باعث میشود نویسنده در کار خود توفیق کافی را نداشته باشد. اطلاع کامل از موضوع گزارش سبب میشود که به آسانی و در مدت مناسب، با آگاهی تام گزارش لازم تهیه و نتیجه مورد نظر بدست آید.
2- گیرنده آن کیست؟
در تهیه گزارش باید گیرنده یا گیرندگان آن مشخص باشد و با توجه به آن گزارش خود را سازمان دهیم.
3- هدف از تهیهی آن کدام است؟
آگاهی به هدف گزارش، نویسنده را یاری میکند نکات مهم خود را بازشناسد، زیرا معمولا یک مسئله اصلی وجود دارد و بقیهی قسمتها جنبه فرعی دارند.
۲-۲ چهار ایستگاه گزارشنویسی
در کار گزارش دهی با سه عامل یا پدیده روبرو هستیم و باید به دقت به هماهنگی میان این پدیدهها توجه کنیم. این سه پدیده عبارتند از:
الف- گزارش دهنده
ب- گزارش گیرنده
ج- گزارش
در میان سه عامل مذکور گزراش دهنده نقش ویژه و یگانهای را بر عهده دارد، زیرا اوست که چیزی را میداند و میخواهد به دیگری یا دیگران انتقال دهد، به همین دلیل اوست که باید راههای انتقال این دانایی را بداند یا فراگیرد. به طور کلی میتوان گفت که گزارش نویس «چیزی» برای گفتن دارد و برای انتقال این «چیز» به دنبال راهها و وسیلههای مناسب میگردد، به همین خاطر باید مسیری مشخص را برای این «انتقال» انتخاب کند یا بسازد که این مسیر به طور عام از چهار ایستگاه میگذرد.
2-2-1 تهیه مواد خام
هدف از نوشتن یک مطلب، هرچه میخواهد باشد، این است که مفهومهایی از ذهن کس یا کسانی به ذهن کس یا کسانی دیگر منتقل شود. یعنی به مسئله این گونه نگریسته میشود که، یک نویسنده وجود دارد، یک متن و یک خواننده یا شنونده.
برای اینکه این مفهومها درست منتقل شوند، هر نویسنده باید مواد خامی داشته باشد که، مواد خام این عمل شکلی صحیح و ساختی درست داشته باشند. سپس این مواد خام را کد گزاری کرده و به خواننده منتقل کند و خواننده هم بتواند در حالتی معکوس کد گشایی کند. در غیر این صورت مقداری چیزهای نامفهوم انتقال داده میشود که هیچ دردی را از خواننده یا شنونده درمان نمیکند. برای اینکه با این مسئله روبرو نشویم باید ابتدا اندیشه کنیم که چه مواد خامی را میخواهیم منتقل کنیم، به همین خاطر با چند مسئله روبرو میشویم:
1- مواد خام ما کدام هستند؟
2- چگونه به این مواد خام شکل دهیم؟
3- چگونه اضافههای این مواد را دور بریزیم؟
4- این مواد را به چه کسی یا کسانی منتقل میکنیم؟
1- مواد خام ما کدام هستند:
مواد خام، همان اطلاعات اولیه ما میباشند که از سه طریق میتوان به این اطلاعات اولیه دست پیدا نمود.
1- از راه مشاهده و آزمایش
2- از راه مصاحبه و پرسشنامه
3- از راه کتابخانه
هر کدام از راههای فوق را که برای جمعآوری مواد خام طی کرده باشیم، باید به آنها شکل داد تا قابل استفاده شوند و این کار در ذهن نویسنده انجام میشود، زیرا او بهتر میداند که چه میخواهد. ماده خامی که در دسترس نویسنده گزارش قرار دارد باید طبقهبندی شده باشد، یا حداقل در گروههای بزرگ این طبقهبندی صورت گرفته باشد.
در واقع این مواد خام همان اطلاعاتی است که ما درباره برنامه خود به دست میآوریم. این اطلاعات در کار نوشتن گزارش یک برنامه شامل اطلاعات جغرافیایی مانند کروکی مسیرها و خود منطقه، اطلاعات جیپیاسی، وسایل نقلیه عمومی آن منطقه و خیلی از جزییات دیگر است.
2- چگونه به این مواد خام شکل دهیم:
شکل دادن به اطلاعات تنها با طبقه بندی آنها در موضوعهای مشخص است که معنا پیدا میکند. مقدار اطلاعاتی که یک نویسنده از طریق راههای مذکور به دست میآورد ابتدا بسیار درهم است. اما اگر نویسنده در ذهن خود نظامی داشته باشد، در شکل اولیه این اطلاعات درهم به بخشهای عمدهای تقسیم میگردد. در حقیقت بدون اینکه جزییات طرح گزارش مشخص شود، کلیات آن شکل و طبقه بندی صورت میگیرد. بعدها این گروههای بزرگ به گروههای کوچکتر تقسیم میشود و تا جایی که نویسنده گزارش تشخیص دهد خرد میشود و مسائل جزییتر را روشن میسازد و این تقسیم شدن میتواند تا جایی که مقصود گزارشگر را تامین کند ادامه یابد، در اصل شکل اصلی گزارش در اینجا به وجود میآید و طرح اصلی آن ریخته میشود.
3- چگونه اضافههای این مواد خام را دور بریزیم:
هر نویسنده باید بیرحمترین منتقد اثر خود باشد و بدون هیچ ترحمی اضافههای کار خود را دور بریزد و آنرا بپیراید. به طور نمونه در مواردی که گزارشی را برای اطلاع رسانی به عموم تهیه میکنیم در صورت نوشتن مسائل فنی زیاد بهتر است بسیاری از آنها را حذف کنیم تا خوانندگان با مطالعه آن دچار سردرگمی نشوند و فهم مطالب برایشان راحتتر صورت گیرد.
4- این مواد خام را به چه کس یا کسانی منتقل کنیم:
قبل از آنکه نوشتن را آغاز کنیم، باید تمام اطلاعات، حقایق، علل و عوامل مربوط به موضوع گزارش را در اندیشه خود سازمان دهیم و هدف را بیابیم و بدانیم که خواننده گزارش ما کیست؟.
یکی از سوالهای اساسی هر گزارشگر این است که به چه کسی گزارش میدهد و به طور طبیعی، این سوال مقداری از مسیری را که باید بپیماید روشن میسازد؛ مثلا گزارشی که به معاون یک قسمت داده میشود بسیار متفاوت از گزارشی است که به مدیرعامل یک اداره ارائه میگردد و گزارشی که برای یک وزیر ارسال میشود. به طور کلی متفاوت از باقی گزارشهاست. به همین خاطر یکی از سوالهای اساسی نگارنده این است که برای چه کسی گزارش میدهد و این سوال حدود گزارش او را تا حد بسیار زیادی روشن میسازد.
در واقع بدین علت دنبال خواننده گزارش خود هستیم که بدانیم چه اطلاعاتی از موضوع دارد که در فهم مقصود، او را یاری میکند و چه اطلاعاتی باید به او داد تا در نتیجهگیری نهایی سودمند باشد. برای مثال میخواهیم در سیستم آموزشی گروه یا باشگاه خود تغییراتی دهیم. برای تنظیم چنین گزارشی ابتدا باید فهرستی از افکار خود را که در برگیرندهی همه اطلاعات لازم است، تهیه کرده، مزایا و معایب شیوه قدیم را در طرح خود بگنجانیم. اعضای خود را برای آشنایی با سیستم جدید ارزشیابی کرده، آنها را بر حسب استعداد و ارتباط با موضوع، برای آموزش مهیا بسازیم و هر نوع دلهره و اضطراب را از راه مبادله اطلاعات در آنها از میان ببریم، تا در برابر تغییرات مقاومت نکنند.
تعیین خواننده گزارش باعث میشود که ما بسیاری از اطلاعات زاید خود را شناسایی کرده و حذف کنیم. همچنین اطلاعات مهم و کلیدی خود را راحتتر پیدا کنیم. مثلا در گزارش برنامهای که برای یک مجله محلی با خوانندگان عادی مینویسیم، پرداختن به نکات فنی سود و فایدهای ندارد و باید تا حد ممکن، که به اصل انتقال مطلب، لطمه وارد نشود آنها را حذف کرد و در عوض ذکر زیباییها و نحوه دسترسی بسیار مهم میباشد.
2-2-2 طرح ربط منطقی
اغلب اتفاق میافتد که گزارش بسیار ساده است و احتیاج به تهیه افکار و طرح ربط منطقی ندارد، ولی باید دانست که بیشتر گزارشهای اداری، فنی، اجتماعی و فرهنگی نیاز به ترتیب منطقی دارد.
طرحی که باید برای تهیه عناوین مطلب هر گزارش تهیه شود، شامل دو مورد است:
1- اندیشه دیدگاههایی که باید در طرح خود مدنظر قرار دهیم.
2- ترتیبی که باید در بیان اندیشه و دیدگاهها رعایت نماییم (تحلیل).
نظام گزارش در اندیشه
انجیل یوحنا «در آغاز کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خود خدا بود» و در قرآن «نون و القلم و ما یسطرون». زبان عامل اصلی و اساسی گزارش نویسی است و پایه اساسی اندیشه، زبان است و پایه اساسی زبان، اندیشه است و نمیتوان هیچ کدام را بر دیگری مقدم دانست. اما در ابتدا این اندیشه است که گزارش را شکل میدهد، کاربردهای آنرا مشخص میسازد، کسانی را که دریافت کننده گزارش هستند، معلوم میکند و به طور کلی مسیری را که شکل گیری آن باید بپیماید معلوم میسازد.
گزارش نیز مانند هر کاری باید از مسیری گذر کند تا شکل گیرد. این مسیر باید روشمند باشد و این روش در ذهن گزارشگر شکل میگیرد. اگر گزارش در ذهن دارای نظامی نگردد، میتوان ایرادهای روش شناختی به آن گرفت و کاری که ایراد روش شناختی داشته باشد، تاثیر چندانی بر مخاطب خود باقی نمیگذارد و آنگونه که نویسنده میخواهد، بار معنایی خود را تخلیه نمیکند.
هرچه نویسنده اشراف بیشتری بر موضوع داشته باشد این نظام سریعتر و بهتر شکل میگیرد. هر مقدار نویسنده درگیری ذهنی بیشتری با اثر خود داشته باشد، این نظام کاملتر و بدون نقصتر است.
انتخاب موضوع
تعیین موضوع برای گزارش یکی از مهمترین قسمتهای گزارش است، زیرا متن نباید خارج از موضوع باشد و موضوع نباید مغایر با متن. منظور از موضوع، ایجاد زمینهی فکری برای مطالب گزارش است که باید با دقت و ظرافت و اجمال انتخاب شود، به نحوی که خواننده با یک نگاه زمینه گزارش را تشخیص دهد و از محتوای متن همان پیغامی را دریابد که از خلال موضوع آن را گرفته و نویسنده گزارش نیز همان را میخواسته است.
موضوع در گزارش برنامههای کوهنوردی وابستگی زیادی به هدف برنامه دارد، اگر موضوع گزارش ارائه نکات فنی باشد گزارشگر باید توجه زیادی به مسائل فنی داشته باشد و اگر موضوع گزارش حادثهای باشد در این صورت نویسنده باید به ریزترین جزئیات هم توجه داشته باشد.
نکته مهم:
مرحله اول گزارشنویسی (تهیه و تدارک) و مرحله دوم (ربط منطقی مطالب) پیوند ناگسستنی با هم دارند. یعنی مرحله اول، مرحله جمعآوری و مرحله دوم مرحله ترتیب و توالی منطقی است و این دو مرحله که مراحل دقت، تمرکز و فکر است، روی هم موجب تکوین گزارش میشود. به عبارت دیگر پایه و اساس گزارش را تشکیل میدهد و با تحقق این مرحله آماده خواهید شد که گزارش خود را با اطمینان خاطر روی صفحهی کاغذ بیاورید. موفقیت هر گزارش بستگی به نحوه طرحریزی آن دارد، بنابراین طرح هر گزارش، باید پاسخگوی نیازهای زیر باشد.
1- کلیه مطالب مربوط به موضوع مورد بحث را ارائه دهد.
2- نظم منطقی مطالب را بر اساس رعایت تقدم، تاخر و طبقهبندی صحیح به دست دهد.
3- خواننده با صرف حداقل وقت، مطالب و مفاهیم اصلی گزارش را به آسانی و روشنی دریابد.
4- برای هرکسی - حتی اگر با جزییات فنی و علمی آن آشنایی کامل نداشته باشد- در مراجعات بعدی قابل قبول بوده و دچار سوء تعبیر نشود.
2-2-3 نگارش گزارش
خوب اندیشیدن و تمرکز داشتن، مایهی نگارش؛ و نگارنده خوب به سرمایههای علمی، مطالعه، آگاهی، احاطه به موضوع، دقت و تمرین و ممارست نیاز دارد، و هر گزارشی، اثر بخش نخواهد بود مگر آنکه علاوه بر شیوایی سخن، به نکات اساسی برشمرده زیر توجه نماید:
1- فکر کردن قبل از نوشتن.
2- توجه به هدف، موضوع و طرح ربط منطقی.
3- در نظر گرفتن خواننده.
4- آگاهی به نکات دستوری و جملهبندی در حد لزوم.
5- ترجیح سادهنویسی به پیچیدهنویسی.
6- پرهیز از به کار بردن لغات و ترکیبات دور از ذهن.
7- به کار بردن لغات، اصطلاحات یا عباراتی که معانی قطعی و مشخصی دارند.
8- بیان حقایق، بیآن که قصد برانگیختن احساسات را داشته باشیم.
9- دانستن فن گزارشنویسی.
فکر نویسنده قبل از هرچیز باید متوجه هدف موضوعی باشد که درباره آن گزارش تهیه میکند، چه؛ هدف هم آغاز حرکت است و هم پایان آن، و اگر موضوع را فراموش کند، قادر به ابلاغ پیام خویش نخواهد بود.
نوشته شما؛ چه یک گزارش ساده باشد چه گزارشی پیچیده، در هر صورت باید هدف و مقصودی داشته باشید و قبل از آغاز کار باید دید نوشته شما برای رساندن کدام یک از هدفهای زیر است:
1- برانگیختن علاقه خواننده
2- اثر گذاشتن روی حالات روحی او
3- دادن پارهای اطلاعات
4- حل و فصل یک مسئله پیچیده و یا ساده
5- اعلام نتایج یک ماموریت فردی یا گروهی
6- اعلام نتیجه یک تحقیق علمی، اجتماعی، اقتصادی و ...
7- ارزیابی بوسیله خواننده و صدور حکم نهایی توسط او.
رعایت فهم دیگران و تسلیم در برابر سادهنویسی نیاز به تمرین، جسارت روحی و شجاعت اخلاقی دارد، غرور و خودخواهی انسان را از تسلیم در برابر منطق و عقل سلیم و در نتیجه اقرار به خطا و خودسازی باز میدارد. بنابراین هر نوشتهای که بهتر بتواند و هدفهای ما را عینا و بدون هیچگونه سوء تعبیری به خواننده منتقل سازد کاملتر و رساتر است. نکتهای که باید همیشه به یاد داشت، این است که گزارش باید به خودبه خود کامل و رسا باشد هرچند یقین داشته باشیم که خواننده ما اطلاعات کافی درباره موضوع گزارش دارد. بنابراین آگاهی خواننده از محتوای گزارش و سرعت انتقال او در فهم مسائل طرح شده در گزارش، نباید موجب تهیه گزارش ناقص و مبهم شود، بلکه این آگاهی یا اطلاع خواننده گزارش باید ضریب اطمینانی برای نویسنده گزارش باشد تا با آسایش خاطر بیشتری پیغام خود را برساند.
پس از اینکه ساختمان ابتدایی گزارش شکل گرفت، نویسنده باید گزارش خود را آماده سازد. این آماده سازی به معنای نگارش کلی گزارش است، یعنی نویسنده با توجه به تقسیمبندی خود، مطالب را به دنبال هم در درون قسمتهای تقسیم شده مینویسد و در ابتدا در پی نظام دادن به آن نیست، زیرا به تجربه ثابت شده است که در مرحله نگارش، ذهن باید آزادانه کار خود را انجام دهد و در پی شکل دادن به آنچه مینویسد، نباشد.
در اینجا اهمیت ساختمان گزارش مشخص میشود، زیرا هرچه این ساختمان ابتدایی بر پایهای صحیح قرار گرفته باشد کار نویسنده در نگارش گزارش راحتتر و سادهتر است. ساختمان ابتدایی، در هنگام نگارش گزارش اصلاح میشود و چهارچوب کلی آن شکل کامل خود را پیدا میکند. اما این نگارش کلی و شکل نگرفته است، زیرا هنوز ویرایش نشده و به طور کلی اصلاحات لازم بر روی آن انجام نشده است تا شکل نهایی یک گزارش قابل ارائه را به خود بگیرد.
ویرایش اولیه
یکی از ابتداییترین وظایف نویسنده این است که جایگاه جدولها، عکسها، نمودارها و به طور کلی اطلاعات تکمیلی گزارش خود را مشخص کند
1- پاراگراف بندی
پس از آنکه تکلیف اطلاعات تکمیلی مشخص شد نویسنده باید پاراگرافهای اثر خود را مشخص کند؛ در حقیقت یکی از راههایی که نویسنده، خوانندهی اثر خود را به درست و بهتر خواندن راهنمایی میکند، پاراگرافبندی صحیح است. پاراگرافبندی هنر نویسنده را در تقسیم بندی انتقال مطالب اثرش نشان میدهد، زیرا با پاراگرافبندی صحیح، موضوع، نظامی نهایی مییابد و به بخشهایی مجزا ولی مرتبط با کل موضوع تقسیم میشود.
2- سادهنویسی
هرچه نوشته کوتاهتر باشد به شرطی که رسایی خود را از دست ندهد، بهتر است. زبان آن ملتی رسا و بزرگتر است که دارای افکار خوب و بزرگ باشد. این سخن درستی است که گفتهاند، « مردان بزرگ واژههایی کوچک به کار میگیرند و مردان کوچک واژههایی بزرگ و سنگین».
هر جمله کوتاه الزاما زیبا نیست و هر جملهی بلندی طبعا زشت نیست، آنچه زشت است پیچیدگی و ابهام در کلام است.
هنر نویسنده تنها در انتخاب لغات نیست، بلکه هنر بزرگتر او نحوه به کار گرفتن لغات و ترکیب آن است. ترکیبی که خوشایند باشد و پیام را بهتر و سریعتر برساند. سادهنویسی بیشتر متوجه معنی است تا لفظ، عبارت پیچیده و کلمات نامانوس نوشته را از سادگی و روشنی منحرف و فهم معنی را برای خواننده، دشوار میسازد.
3- زبان نوشتاری
در نگارش باید کوشید همانگونه که در یک جلسه نیم رسمی سخن میگوییم، بنویسیم، منظور از این راهنمایی آن است که افکار خود را با دقت و صراحت، در نهایت روشنی و کوتاهی بنگاریم . تنها کافی است هر یک از ارکان جمله؛ فعل، فاعل، مفعول را سر جای خود بنشانیم. هرچه زبان ادبیات ملتی پربارتر و قدیمیتر باشد، فرق میان زبان گفتار با نوشتار آن بیشتر است. زبان فارسی از جمله زبانهایی است که شکل گفتاری آن با شکل نوشتاریاش تفاوت دارد. زبان گفتاری در هر شهر، بلکه در هر روستا فرق میکند، حال آنکه زبان نوشتاری در همهجا یکسان است. اگر در نگارش روی زبان گفتاری نیم رسمی تکیه میشود، مقصود آوردن زبان گفتاری نیست، بلکه هدف رعایت سادگی زبان گفتاری در زبان نوشتاری است.
ویرایش دوم
در ویرایش دوم، قسمتهایی نیز به متن اولیه اضافه میشود مانند یک چکیده چند صفحهای که کل گزارش را خلاصه میکند و باعث میشود تا یک تصویر کلی از مطالب موجود در گزارش در برابر خواننده قرار گیرد و خوانندهی گزارش یک آشنایی نسبی با مطلبی که در پیش دارد، برقرار کند.
1- مقدمه
مقدمه نیز در ویرایش دوم به گزارش اضافه میشود، در حقیقت نویسنده با نوشتن مقدمه میتواند نکات مهمی را که در نظر دارد برای خوانندهی اثر خود برجسته کند و او را به مسیر یا مسیرهایی هدایت کند که مورد دلخواه خودش میباشد.
نویسنده نباید اجازه دهد که خواننده، در طول گزارش؛ یعنی مقدمه، متن و نتیجه یا پیشنهاد دچار سردرگمی و آشفتگی گردد، و از همان آغاز باید به وی دربارهی گزارش، یک نظر کلی داده شود و معمولا نویسنده این وظیفه را در مقدمه گزارش انجام میدهد. وظیفه مقدمه آن است که خواننده را – بدون آن که دچار سردرگمی شود – در جریان فکر و هدف نویسنده قرار دهد و طرح و نقشه ارائه مطالب را بیان کند تا خواننده را آماده سازد پیام نویسنده را به روشنی دریافت کند.
2- موخره
در گزارشهای طولانی، موارد مهم ممکن است فراموش شود، لذا جمعبندی آنها در انتهای گزارش (موخره) موجب یادآوری شده و کار را برای تصمیمگیری آسان میکند و این شانس گزارشگر برای دنبال کردن پیام خود است. موخره نباید هرگز اطلاعات جدیدی درباره مسئله مورد بحث قرار گرفته در برداشته باشد، اگر نکتهای مهم باشد، به بدنه مطلب تعلق دارد و اگر مهم نیست باید آن را فراموش کرد.
موخره باید دارای ویژگیهای زیر باشد:
- یک احساس برای کفایت بحث در خواننده ایجاد کند.
- نکات مهم را به صورت خلاصه در خود داشته باشد.
- قدم بعدی را مشخص کند.
موخره نباید طوری تنظیم شود که صحت مطالب اصلی گزارش را مورد تردید قرار دهد زیرا اعتماد به نفس خواننده را درباره اقدامات بعدی ضعیف کرده، یا از بین خواهد برد. در یک گزارش دو صفحهای یا کمتر، یک خلاصه پایانی ضروری نیست، مخصوصا اگر نکات اصلی در گزارش با نقاط پررنگ یا خط کشیدن در زیر آنها برجسته شده باشد. در واقع در یک گزارش کوتاه اگر بخشی را هم به خلاصه کردن مطلب اختصاص دهید به نحوی به زیرکی و هوش خواننده توهین کردهاید. زمانی را که صرف میکنید تا یک موخره خوب بنویسید، همیشه از زمانهای سودمند است زیرا یک موخره خوب این اثر را در خواننده برجا میگذازد که شما شخص صلاحیتداری بودهاید و بحث ارائه شده نیز با ارزش است.
غالب گزارشها، برای این نوشته شدهاند تا شروع عملی را تاکید کنند. موخرهی سودمند و کارا دقیقا باید به خواننده بگوید که حرکت بعدی چیست و چگونه باید صورت بگیرد.
پس از نوشتن مقدمه و موخره نوبت ویرایش دستوری و رسمالخطی گزارش یاد شده میرسد؛ زیرا تردیدی نیست که در هنگام نگارش یک اثر، به خاطر سهو نویسنده و درگیری ذهنی او با موضوع، مقداری خطا به نوشته او راه پیدا میکند.
ساختمان نهایی
پس از ویرایش دوم، ساختمان نهایی شکل گرفته است و دیگر تغییر عمدهای در آن صورت نمیپذیرد. ساختمان نهایی گزارش شامل موارد زیر است:
- فهرست
- چکیده یا خلاصه
- بخشها و فصلها
- موخره و پیشنهادها
- فهرست منابع
- واژهنامه
2-2-4 تجدید نظر و اصلاح
پس از نوشتن گزارش، لازم است در آن تجدید نظر شود و با مرور دقیق نوشته، آنچه به ذهن نیامده یا هنگام نوشتن فراموش شده، یادداشت و در جای خود درج گردد و یا آنچه زاید بر اصل است، حذف شود. اگر تجدید نظر با دقت و حوصله انجام شود، تمام اشتباهات و نقایص برطرف خواهد شد. علمای فن انجام دادن سه کار را در مرحله تجدید نظر توصیه میکنند:
1- گزارش خود را به یکی از همکاران بدهیم تا او بخواند و از زاویه دید خود مفهوم آن را بازگو کند و چناچه در انتقال فکر، مانعی یا نقصی مشاهده شد، بتوانیم آن را جبران کنیم.
2- گزارش را بلند بخوانیم، تا از راه گوش و چشم، معایب و کمبودها مشخص و سپس برطرف گردد.
3- گزراش را پس از یک استراحت کامل از نو بخوانیم تا کاستیها . مطالب اضافی، بیشتر خود را نشان دهد و بهتر بتوانیم گزارش خود را اصلاح کنیم.
تجدید نظر نوشته، قدم بزرگی در راه روشن نویسی محسوب میشود. در این مرحله است که شخص آنچه را که میخواسته بگوید، میبیند؛ نه آنچه را که نوشته است.
یخار نام بزرگترین یخچل طبیعی ایران است که در گران کوه دماوند و در زیر یال شمال شرقی قرار دارد. به علت علاقه شخصی ام به این کوه و عظمت این یخچال نام آنرا برای وبلاگ شخصی خود وزین دیدم و امیدوارم مطالبم هم به مانند این گران کوه ستبر و با عظمت باشد